خرید بک لینک

درباره سایت

come to learn french

سلام! بنده یعنی من 18 ساله ام و به خاطر علاقه که به این زبون (زبون فرانسها!!) داشتم و دارم،می خوام علاوه بر افزایش قدرت یادگیری خودم! شما هم شریک باشین و خب اگه یه چیزایی که البته بایستی بدونید!! می تونید وارد بحث بشین و هر چیزی رو هم دارید،بلدید می تونید برام بفرستید تا به اسم خودتون رو سایت !(البته برای کلاسش!) قرار بدم.سر تون رو درد نیارم و بگم که میتونیدرو من حساب کنید!(حالا کوتاه مدت یا بلند مدت!)

امکانات وب

دیروز ، رضا و من ،به کوه رفتیم .

هوا سرد بود اما نور آفتاب وجود داشت . (با وجود هوای سرد ، خورشید  پید ا بود )

ما تو برف راه می رفتیم ، کوله پشتی ، کفش های ضخیم (بزرگ) در پا .

ما خیلی خوشحال بودیم  و توجه زیادی  هم داشتیم  ، اما ناگهان ، من افتادم ، بشیـــن و نشستم ! من

توی برف فرو می رفتم ،من فرو می رفتم ، و دیگر نمی توانستم خودم را نگه دارم.

بالا خره ، من توانستم خودم را نگهدارم(از فرو رفتن بیشتر در برف).....کوله ام در دور دست باز بود، سریع... ناهارم

در یک طرف بود ، کیف پولم در طرف دیگه

دور وبرم همه می خندیدند، به جز خودم! رضا و کاوه

برای کمک به من آمدند، اما رضا پشت سر من افتاد.ما توی برف فرو رفتیم ، هر دوتا مون،پایین تر از کوله ام !

ما خندیدیم با وجود این که ما نمی تونستیم بلند بشیم ! کاوه با کوله ام، ناهارم و کیف پولم رسید .

او از ما پرسید : شما نیاز به تما شا چی ندارید؟

اینم ترجمه اش !!

 

برچسب: نویسنده: reza jelam تاريخ: پنجشنبه 15 فروردين 1392 ساعت: 21:40

صفحه بندی